تنهام گذاشت...

♥♥♥سکوت سرد فاصله ها...♥♥♥

باران که می بارد ،تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است،که می گویم:من تنها نیستم،تنها منتظرم...

تنهام گذاشت...

 

همه چیشو به پام گذاشت

با من که دشمنی نداشت

اما یکی دیگه نذاشت

رفتو منو تنها گذاشت

این آخرا تو صحبتاش ...

می گفت که عاشقم نباش

یکم غریبگی می کرد با منو با خاطره هاش...

خوب میدونم وقتی که رفت، گریه می کرد تو خنده هاش

می خوندم از توی نگاش، می گفت که منتظر نباش...

خوب یادمه وقتی که رفت......



نظرات شما عزیزان:

ساغر
ساعت11:33---24 فروردين 1393
سلام کاوه عزیز . من فقط نظر شخصی مو میگم ها ب نظرم توی نوشته هات خیلی غم داره اگه بین مطالبت کمی از مطالب اجتماعی یا طنز ب کار ببری حوصله خواننده سر نمیره و مشتاقانه مطالب دیگه رو هم میخونه وقتی همه مطالب ی موضوع داشته باشه کسی بیشتر از یکی دو مطلبو نمیخونه . امید وارم نارحت نشده باشی بازم میگم این فقط نظر شخصی من بود
پاسخ:نه بابا... اتفاقا خیییلی خوشحال شدم که نظرتو انقد خوشگل مطرح کردی! باشه حتما میزان غمه تو مطالب رو میارم پایین(اینم بخاطر ساغر عزیز)!فقط ی خورده فرصت می خوام! مررسی


امیر فرجی
ساعت10:44---13 اسفند 1392
عالیییییی ....
پاسخ:مررررسی... همیش نظرتو بهم بگو.... خوشحال میشم!


سلطان سلماس
ساعت15:37---12 اسفند 1392
سلام كاوه جون وبلاگت خيلي عاليه، ممنونم كه به وبلاگم سرزدين
**
دلمان که میگیرد ، تاوان لحظاتی است که دل بسته بودیم
**


آذین
ساعت9:34---6 اسفند 1392
i miss you my heart
پاسخ:ممنون...


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها: عکس بغل کردن دختر و پسر, عشق, داستان, داستان عاشقانه, داستان عشق, خیانت, دل نوشته, عاشقانه, متن های عاشقانه, عکس های عاشقانه, عشق, آغوش عشق, خیانت, تنهائی, جدایی, داستان کوتاه و جالب, داستان عاشقانه, داستان گریه آور, داستان کوتاه, دل نوشته, ربیع الاول, ياد, عادت, دوس داشتن, مراقبت کردن, ماه, ستاره ها, اشتباه , غرور, شمع امید, خرد شدن, له کردن, , دروازه ی جهنم, رمان دروازه ی جهنم , آهنگ نرو, ایوان و بنجامین, غریبگی, تنها گذاشتن, نامه ,
[ دو شنبه 5 اسفند 1392 ] [ 10:0 ] [ kaveh ] [ ]